انسان نیازهای بسیاری دارد. نیاز به خوردن، به آشامیدن، به خواب و غیره. این گونه نیازها، فیزیولوژیکی هستند. اما در اینجا نوع دیگری از نیازها مدنظرمان است که آن‌ها را «نیازهای روانی» می نامیم که نقشِ حیاتی برای سلامتِ روانی افراد دارند. در این روان‌نوشته که از نظریه «دسی و رایان» اقتباس شده، نیازها بخشی از انگیزش انسان را شامل می‌شوند که به رفتار ما نیرو و جهت می‌دهند. شناخت نیازهای روانی، کمک می‌کند بتوانیم بسیاری از علت‌های رفتار خود و دیگران را توضیح دهیم.

نیازهای روانی اصلی چه چیزهایی هستند؟

طبق نظریه «دسی و رایان»، نیازهای روانی ما حول سه نیازِ فطری می‌چرخد.

                                             

اولین مورد از نیازهای روانی: نیاز به خودمُختاری (autonomy)

تمایل و خواست انسان برای اینکه خودش و بدون اجباری بیرونی کاری را انجام دهد، خودمختاری می‌گویند که یکی از نیازهای روانی مهم است. به معنای ساده‌تر اینکه انسان در انتخاب‌هایش بتواند آزادی و اختیار داشته باشد و نیرویی درونی او را به سمت انتخاب ببرد و در کارهایش مستقل باشد. در واقع هر چقدر محیط پیرامون نقش کمتری در انتخاب‌های فرد داشته باشد، فرد احساس خودمختاری بیشتری می‌کند.

مثلا فرض کنید می‌خواهید بین دو رشته دانشگاهی یکی را برای آینده خود انتخاب کنید. اگر این انتخاب بیشتر از روی فشار بیرونی باشد، حسی درونی ناشی از نارضایتی از خود به صورت آشکار و پنهان در شما شکل می‌گیرد. این گونه رفتارها در جامعه خودمان بسیار اتفاق می‌اُفتد. چه بسیار دانش آموزانِ کنکوریِ توانا و با استعدادی که به دلیل فشارهای بیرونی از «انتخاب» منع می‌شوند و این نیازهای روانی ناکام می‌مانند. نقش خانواده‌ها در این فشارهای بیرونی بسیار پُر رنگ است. گرچه خانواده‌ها از این عنوان استفاده می‌کنند که ما خِیر و صلاح فرزندان خود را می‌خواهیم اما ذکر این نکته ضروری است که به قول یکی از بزرگان، مسیر جهنم از نیّات خوب عبور می‌کند!

مسئله‌ی انتخاب، مسئله دشواری است. گاهی شما ظاهرا با انتخاب رو به رو هستید اما درواقع انتخابی وجود ندارد. به عنوان مثال، مادرتان در پاسخ به سؤالِ “شام چی داریم؟” ، گزینه هایِ پیشنهادیِ مختلفی را جلوی رویتان قرار می‌دهد. که گزینه‌ها از این قرار هستند:

  1. گوجه با سیب زمینی
  2. گوجه با تخم مرغ (اُملِت)
  3. گوجه با پنیر

مادرتان این گزینه‌ها را با آگاهی از اینکه شما از گوجه متنفرید، بیان می‌کند. حال تا چه اندازه فکر می‌کنید با این گزینه ها و انتخاب آنها، نیازهای روانی خود را و به بیان دقیق‌تر، نیاز به خودمختاریِ خود را برطرف می‌کنید؟:)

دومین مورد از نیازهای روانی: نیاز به شایستگی (competence)

نیاز به چالش‌هایی که با مهارت‌های خود بر آن مسلط می‌شویم یکی از نیازهای روانی اصلی ماست. به زبان ساده تر احساس توانایی و تعامل با محیط . این‌که می‌توانیم به نحو مطلوبی بر حوادث و چالش‌های خود غلبه پیدا کنیم. این چالش‌ها می‌توانند یک مسابقه ورزشی، امتحان ریاضی، بر پا کردن چادر مسافرتی و خیلی از موارد دیگر که هر روزه با آنها سر و کار داریم، باشد. به عنوان مثال، حتما تا به حال جورچین دُرست کرده‌اید. پازل یک چالش است و توانایی و مهارت ما را می‌سنجد. حل یک پازل با سطح دشواری نسبتا بالا که نیاز به مهارت بالایی دارد موجب هیجان خشنودی می‌شود.

بهترین حالت از برطرف شدن نیازِ روانی شایستگی را می توانید در نظریه استاد برجسته دانشگاه کلرمنت، «چیک سِنت میهالی»،  ببینید. درادامه، از «تجربه روانی» که یکی از نیازهای روانی از زیر شاخه «شایستگی» است، می‌گوییم.

 تجربه روانی (flow experience)

تا به حال فعالیتی شما را به شدت مشغول خود کرده‌است؟ یک حالت خاص که گذشت زمان را احساس نکنید؟! “کلر” و “بلس” در سال 2008 بیان کردند که “flow experience” حالتی از تمرکز است که جذب شدنِ کامل و مشغولیتِ عمیق در یک فعالیت را شامل می‌شود. چنین تجربه‌ای می‌تواند برای شما، آشپزی، ماهی‌گیری، ورزش واترپلو، خواندن یک کتاب ، بازی شطرنج، باغبانی و خیلی موارد دیگر باشد.

برای من، یکی ازتجارب لذت بردن از ارضای نیازهای روانی نوشتن همین چند خط می‌تواند باشد. گاهی وقت‌ها خواندن یک کتاب نیز مرا به شدت مشغول خود می‌کند. نیمه شب بود و خواب در حال غلبه بر پلک هایم. کتابی را برداشتم که حتی قبلا خوانده بودم. فقط می‌دانم که تا دو ساعت دیگر و با سرعت پردازش بالا و بدون احساس خستگی، مشغول ورق زدن و خواندن و تحلیل کردن بودم. امیدوارم بدانید از چه تجربه دلپذیری حرف می‌زنم. زمانی که احساس شایستگی در شما در حال سر ریز شدن است!

سومین مورد از نیاز های روانی:نیاز به ارتباط (relatedness)

همه ما نیاز داریم دوست داشته بِشَویم. احساس تعلق کنیم. با دیگران مناسباتِ عاطفی برقرار کنیم. یکی از نیازهای روانی ما این است که می‌خواهیم دیگری ما را بپذیرد و دوست داشته باشد. می‌خواهیم برای دیگران مهم باشیم. برایمان وقت بگذارند و احساس کنیم که آن‌ها روی ما حساب باز می‌کنند. ما خواهان روابط صمیمی و نزدیک هستیم. خواهان دوستانی هستیم که با آن‌ها حرف بزنیم و با بودن در کنارشان لذت ببریم.

نیاز به ارتباط، یکی از مهمترین نیازهای روانی ماست. به خودتان فکر کنید. به دوستان خود. به کسانی که دوستشان دارید. به کسانی که به آنها عشق می‌ورزید. آنها چقدر برایتان مهم هستند؟ حاضرید چه کارهایی برای آنها انجام دهید؟

نیاز به ارتباط در وجود تک تک ما می جوشد. یکی از نیازهای روانی ماست که در پرداختن به روابط سالم اهمیت ویژه ای دارد. اینکه در یک رابطه‌ی دُرست باشیم. اینکه فردِ مقابل به رفاهمان اهمیت دهد. دوست‌مان داشته باشد و در مقابل او خودمان باشیم. خودِ خودمان.

اگر در یک رابطه، طوری رفتار می‌کنید که از خودتان و افکارتان دور است و نقابی بر چهره می‌زنید یا شما را وادار به داشتن نقاب می‌کنند، در سالم بودن آن رابطه تردید کنید.

ساختار نیازهای روانی

در این روان‌نوشته تلاش شد تا با آشنایی با نیازهای روانی، خود را بهتر بشناسیم که «خودشناسی» اولین قدم در جهت تغییر است. تغییری که بتوانیم در موقعیت‌های مختلف کارایی بهتری داشته باشیم و مهم‌تر از آن احساس خوبی از «خود بودن» داشته باشیم یا حداقل به آن نزدیک شویم.

در روان‌نوشته ای که مربوط به انگیزش بیرونی است، بیشتر درباره این موضوع صحبت خواهیم کرد که نیازهای روانی چطور با محرک‌های بیرونی ارتباط برقرار می‌کنند و در نهایت چگونه موجب رفتارهای ما می‌شوند.

منبع: انگیزش و هیجان – جان مارشال ریو – ترجمه یحیی سید‌محمدی