در بیان آنچه زندگی بشر را متمایز و معنی ­دار می­ کند می توان به جمله ی معروف فروید اشاره کرد که سنگ بنای انسانیت و هدف زندگی بشر را عشق و کار مطرح کرد. این دو مولفه است که ما را به حرکت وا می دارد و رو به جلو رفتن در زندگی را به ما هدیه می­ دهد.

تقابل عشق و کار ، تعارض پیش روی ما

برقراری تعادل بین عشق و کار در زندگی، اثر مستقیم بر تجربه­ ی ما از خودمان و احساس ما نسبت به خودمان دارد. زندگیمان راحتتر خواهد شد اگر چیزی را انتخاب کنیم که به آن علاقه­مندیم تا وقتی به هر قیمتی در شغلمان بمانیم حتی اگر آن را دوست نداشته باشیم. البته همیشه این تعادل برقرار نخواهد شد ولی تلاش برای سنگین­تر کردن کفه ­ی ترازوی علاقه به کار، نفس کشیدن را برایمان راحتتر خواهد کرد. دوست داشتن بیشتر خودمان در گرو برقراری نسبی این تعادل است. زندگی ما در رو به جلو رفتن­ها خلاصه می­شود و عشق و کار نیروی محرکه­ی ماست.

در مسیر این تعارض چگونه حرکت کنیم؟

همه ی ما انسانها افرادی منحصر به فرد هستیم و در پازل دنیا مکانی مختص خودمان را اشغال کرده ایم. این مکان مختص ما، در گرو تصمیمات ما برای زندگیمان است. اینکه چه شغلی را انتخاب کنیم و اینکه علاقه به آن داریم یا نه و اینکه می خواهیم بی علاقه به فعالیتمان ادامه دهیم و یا در دل این فعالیت، جرقه های علاقه را بیابیم و یا کلا مسیرمان را عوض کنیم. همگی در گرو تصمیمات ما و انتخابهای ماست. اما این انتخاب ها و تصمیمات مختص خودمان است و نمی توان آن را به دیگری تحمیل کرد. ما با تصمیماتمان و اشتباهاتمان شناخته می شویم.
پس باید تلاش کنیم تصمیمان را بگیریم و مسئولیت تصمیماتمان را در آغوش بکشیم و قد بکشیم از پس هر آنچه ما را از حرکت و  رو به جلو رفتنها باز می دارد… همیشه اولین قدم، سخت ترین خواهد بود.

در این قسمت پادکست روانشناسی و قسمت قبل به موضوع عشق و کار پرداخته ایم. همچنین، برای اطلاعات بیشتر از راهکارهای مقابله با استرس شغلی، مطالب سایت را بخوانید.