خشونت خانگی چیست؟

خشونت خانگی انواع مختلفی دارد. افراد در قالب کلمات، احساسات، و یا به صورت فیزیکی خشم خود را نشان می دهند. وقتی این بروز خشم متناسب با موقعیت با موضوعی که در حال رخ دادن است نباشد تبدیل می شود به ابراز خشم ناسالم. و وقتی تکرار شود، به سوءاستفاده تبدیل می شود. نمونه هایی از خشونت در روابط را در ادامه مشاهده می کنیم:

یک رابطه چطور به خشونت خانگی کشیده می شود؟

از روز اول دل مرا برد. همین که حالم را میپرسید. پیگیر کارم بود. فکر میکردم چقدر در زندگی او شخص مهمی هستم. هر وقت که میپرسید کجا هستم. یا میخواست تمام جزئیات  اتفاقات روز را برای او بگویم احساس می کردم بالاخره یک نفر به من اهمیت می دهد. من عاشق این نوع عشق او شدم. به نحوی که میخواستم تا آخر عمر همینطور مرا در نظر داشته باشد.

ما با هم زندگی خوبی داشتیم. این خوبی تا حدی بود که دعوا نکنیم. گاهی اوقات در دعواها فکر میکردم با یک فرد دیگر دارم زندگی میکنم. یعنی کاملا عوض می شد. هر بار در بحث ها جوری مرا می رنجاند که من تعجب می کردم از اینکه چطور من این آدم را به زندگی خود راه داده ام. ولی بعد از بحث، که میگفت عصبانی بوده او را می بخشیدم. می گفتم خب آدم عصبانی ممکن است هر چیزی بگوید. در دعوا که حلوا خیرات نمی کنند. رفته رفته این پرخاشگری لفظی به پرخاشگری فیزیکی تبدیل شد.

گاهی اوقات به شوخی مرا می زد. من هم فکر میکردم خب شاید انقدر مرا دوست دارد که نمیتواند خودش را کنترل کند. او هم مرا تأیید می کرد. اما گاهی اوقات وقتی عصبانی بود هم مرا می زد. باز هم می گفتم او زندگی سختی داشته، شاید این نحوه برخورد او با مشکلات است ولی این دلیل نمیشود که به من تعرض کرده باشد.

پرخاشگری ها به کجا میرسد؟

این ها شرح حال هایی است از قربانیان خشونت خانگی. افرادی که از عشق خود آسیب دیده اند. این آسیب از رابطه ای ایجاد شده که تصورش را نداشته اند. همان عشقی که از روز اول تکیه گاه زندگی مشترک بود، اکنون تبدیل به بلای جانی شده که رهایی از آن تبعات بسیاری دارد.

در قسمت سوم روانپادکست به خشونت خانگی می پردازیم. بحث مان با متخصص روانشناسی بالینی در حوزه مشکلات زوج و خانواده و طلاق. صحبت های این قسمت، درباره صدمات روانشناختی این مشکل، وضعیت موجود و همچنین راهکارهای مربوط به آن است.