loader

جزئیات روان نوشته

روانشناسی تنهایی

در این روان‌نوشته در تلاش خواهیم بود تا در ادامه صحبت‌های قبلی از احساس تنهایی و انواع آن، به توضیح دقیق‌تر تنهایی اگزیستانسیالیسم (وجودی) از منظر روانشناسی بپردازیم و در تلاش برای روشن‌تر کردن موضوع باشیم. با ما همراه باشید.

روانشناسی و تنهایی اگزیستانسیال:

تنهایی اگزیستانسیال نوعی از تنهایی را شامل می‌شود که نه تنها فقط به جدایی از دیگران بلکه به احساس جدایی از تمام دنیا نیز وسعت می یابد. تمام دنیا با تمام محتویاتش از جلو چشمانمان محو می‌شوند. ماییم و نوای بی نوایی!

انسان امروزی که خود دنیای خود را ساخته است، زیر این انبوه سازه‌های مکانیکی و ذهنی، همیشه مشغول فعالیت است که کم کم آگاهی خویش را از اینکه سازندهِ دنیا و اِعمال قدرت بر روی آن است را از دست می‌دهد. بدین ترتیب احساس کنترل خود را بر دنیایی که با دستان خود ساخته است را ازدست می دهد. آگاهی به این موضوع اضطراب زاست و فرد در این مرحله می‌تواند تنهایی وجودی را تجربه کند.

فرض کنید در فضای تهی قرار دارید و هیچ کس جز شما نیست. تنهایی اگزیستانسال بدین معناست. صدایی‌هایی که به گوش می‌رسد فقط صدای منعکس شده خودتان است.

روانشناسی تنهایی وجودی و پَرده روزمرّگی:

تجربه این تنهایی زیر آوارهایی از روزمرگی‌ها پنهان می‌ماند. همه آن‌ها به مثابه مکانیسم‌های دفاعی عمل می‌کنند تا تنهایی وجودی انسان را پنهان کنند. در علم روانشناسی، مکانیسم‌ها را می توان راهکارهایی برای غلبه بر تنهایی وجودی در نظر گرفت. ما هر روزه درگیر فعالیت‌های مختلفی می‌شویم. غذا می‌خوریم. با دوستان بیرون می‌رویم. به مدرسه و دانشگاه می‌رویم. سر کار مشغول می‌شویم. به سینما می‌رویم. کتاب می‌خوانیم. پیاده روی می‌کنیم.

همه این فعالیت‌ها تنهایی اگزیستانسیال را پنهان می‌کند. اما این تنهایی در پشت پرده به فعالیت خود مشغول است و چه بسا ریشه اضطراب‌های فراوانی در افراد باشد. مثلا فردی که از طلاق گرفتن وحشت دارد و تن به این کار نمی‌دهد؛ با اینکه می‌داند ازدواجش با این شخص اشتباه بوده است. این فرد حاضر است آسیب و آزار را به جان بخرد ولی درد تنهایی را تجربه نکند. او از تنهایی وحشت دارد.

نسبت تنهایی اگزیستانسیال و انسان مدرن امروزی:

در گذشته تنهایی وجودی برای انسانی که خداوند را مرکز تمام امور می‌دید، غیرممکن بود. انسان سنتی در فضایی تنفس می‌کرد که خداوند در تک تک لحظاتش حضور داشت. انسان سنتی تنها نبود. خدا بود و او خدا را احساس می‌کرد.

انسان امروزی در جست و جوی آزادیش خدا را از تخت سلطنت به زیر کشید تا خود، بر اریکه قدرت بنشیند. این انسان نوظهور جدید، آزادیش را فریاد می زند. این انسان آزادی را از فردیت و خودآگاهی بهره برده است؛ اما در این بده بستان، مجبور است درد تنهایی را تحمل کند. هزینه آزاد بودن انسان، تنهایی اوست در این عالم.

رویارویی با تنهایی اگزیستانسیال:

در فرایند رواندرمانی به مراجعه کننده کمک می شود تا با تنهایی رو در رو شود. در فرایند درمان مراجعه کننده در یه رابطه اصیل با درمانگر یاد می‌گیرد که چگونه ارتباط سالمی با تمام بخش‌های وجودش برقرار کند. این ارتباطی است از سر صداقت و صراحت .

این ارتباط اصیل محدودیت های خاص خود را دارد. آشنایی مراجعه کننده با این رابطه اصیل، فرد را آماده می‌کند تا به مقابله با تنهایی اگزیستانسیال اش بپردازد.

رابطه‌ی درمانگر با مراجعه کننده یک دوره آمادگی برای مراجعه کننده می‌باشد تا در آن به شناخت خودش بپردازد و چیزی را که یک رابطه می‌تواند به او بدهد را درک کند و مهم‌تر از همه این‌ها بداند که یک رابطه نمی‌تواند چه چیزهایی به او بدهد. پذیرشِ تنهاییِ گریز ناپذیرِ انسانِ امروزی، بخشی از فرایند درمان است.

روانشناسی وحشت از تنهایی:

تنهایی یکی از اضطراب‌های نهادین در روانشناسی تنهایی است. یالوم اعتقاد دارد اگر به این وضعیت توجه نکنیم، این ترس به صورت وحشت در زندگی ما سایه می‌اندازد. بنابراین، تلاش می‌کنیم تا با یکی از روش‌های زیر، بر اضطراب خود مسلط شویم و حال خودمان را بهتر کنیم:

1. می‌خواهیم توسط دیگران بلعیده شویم
2. می‌خواهیم دیگران را ببلعیم

آیا از سر تنهایی تن به رابطه می‌دهم؟

حالت اول: فرد آرزوی پیوستن به دیگری را دارد تا بدین وسیله با تبدیل «من» به «ما» اضطرابش را بکاهد. عشق‌های سوزان یکطرفه نمونه بارزی از این حالت هستند. عشق‌هایی که فرد تمام خودش را برای تبدیل شدن به «ما» حاضر است فدا کند. در این نوع رابطه‌ها حتی اگر طرف مقابل نیز در تمنا و آرزوی چنین چیزی باشد، رابطه اصیل شکل نمی‌گیرد. در روانشناسی وجودی که اصالت را به رابطه می دهند، رابطه از سر نیاز و فرار از تنهایی نمی‌تواند رابطه اصیلی باشد. افراد که گرسنگی شدیدی را تجربه می‌کنند دیگر به اینکه چه غذایی جلویشان گذاشته می‌شود، توجه نمی‌کنند. آنها فقط می‌خواهند به هر نحوی سیر شوند. غذا می‌خورند و سیر می‌شوند اما دیری نمی پاید دل درد به سراغ آنها می‌آید!

آسیب هایی که ما در روابطمان می‌خوریم در روابط بعدی ظاهر می‌شوند و شاید حتی لباس‌های گوناگون به تن کنند. آسیب‌هایی که ما از شکست در روابط عاطفی‌مان می‌خوریم، یک حفره در ما ایجاد می‌کنند که به راحتی پُر نمی‌شوند.

حالت دوم

در حالت دوم، فرد به دنبال تصاحب فرد مقابل است. می‌خواهد دیگری را ببلعد تا «من» را گسترش دهد که درنتیجه اضطراب تنهایی را فرو بکاهد. در روابطی که فرد نمی‌تواند خودمختاری شما را بپذیرد و حریم خصوصی شما را نادیده می‌گیرد، می‌تواند نشانه‌ای از این موضوع در روانشناسی تنهایی باشد. فرض کنید برای بیرون رفتن با دوستِ صمیمیِ هم جنسِ خود، باید پرسشنامه صد سوالی را کامل کرده و سپس به شریک رابطه‌تان تحویل دهید!

رابطه‌ی اصیل، درهم آمیختن با حفظِ تمامیت فردیت هر کدام از طرفین است. یعنی در رابطه، افراد مکلّف به حفظ فردیّت و حریم خود هستند و فدا کردن آن به هر دلیلی، آن رابطه را به سمت انحراف پیش می‌برد. در این‌جا است که در روانشناسی تنهایی می‌توانیم ارزش تنها بودن در حین رابطه داشتن را درک کنیم.

ارتباطِ زنانِ جامعهِ امروزِ ما با بلعیده شدن در روابط

در نگاه سنتی جامعه به زنان و جایگاه آنان، زن فردی در تملک کامل مرد است. فردی که وظیفه دارد اوامر مرد خود را (چه پدر باشد، چه برادر بزرگتر باشد و چه شوهر) بی‌کم و کاست، اجرا کند. یک زن خوب در جامعه سنتی ایران زنی است که وظیفه‌ای جز خانه داری و فرزند پروری ندارد و شاید بدتر آنکه خود “زن” نیز این مسئله را پذیرفته باشد. ریشه‌های فرهنگی این مسئله عمیق هستند و گذشتن و عبور از آن‌ها به راحتی نیست. فدا کردن آزادی و فردیّت زنان برای اهدافی دیگر هر چند آن اهداف مورد احترام جامعه باشند، امری غیر قابل قبول است. هر انسانی چه مرد و چه زن، باید آزاد باشد. آزاد باشد و انتخاب کند و مسئولیت زندگی خویش را بپذیرد.

در این روان‌نوشته با توجه به رویکرد روانشناسی وجودی سعی شد تا کمی بیشتر با تنهایی وجودی یا اگزیستانسیال آشنا شویم و نقش آن را در مسائل مختلف ببینیم. اینکه مفهوم تنهایی اگزیستانسیال دقیقا چیست را شاید این روان‌نوشته و به تبع آن نویسنده آن توان پاسخگویی ندارد اما تلاش شد تا با در نظر گرفتن نقش‌هایی که این تنهایی می‌تواند در پشت پرده به خصوص در روابط ما، بازی کند، به شناخت بیشتر آن دست یابیم. امید است که اندکی به این هدف رسیده باشیم.

منبع: رواندرمانی اگزیستانسیال – دکتر اروین د.یالوم – ترجمه‌ی دکتر سپیده حبیب – نشر نی

ثبت دیدگاه

جهت ثبت دیدگاه خود از قسمت زیر اقدام فرمایید

دیدگاه

با ما در ارتباط باشید

سوالات و پیشنهادات خود را از طریق لینک زیر ارسال فرمایید

img

تمامی حقوق متعلق به روان پادکست می باشد