من یک اهمال کارم! اهمال کاری یعنی کارهایم را به عقب می ­اندازم و سمتش نمی ­روم! به تعویق انداختن کارها، راهبرد من برای کارهایم است چون فعالیتهایم خصوصا فعالیتهای جدید خیلی برایم تعارض برانگیز است. در نتیجه تلاشم این است که از آنها دور بمانم. حال یا این فعالیت در باورهایم سخت است یا  قبول کردن نتیجه ی کار برایم مشکل است. چون ممکن است نتوانم آن را عالی انجام دهم.

ما سرمان را گرم کارهای دیگر می ­کنیم و به سمت کار اصلیمان نمی ­رویم تا با آن روبه رو نشویم! خودمان را بین کارهای مختلف درگیر می­ کنیم تا حواسمان از کار اصلی پرت شود و و یا عملا هیچ کاری نمی ­کنیم و با وقت تلف کردن روزمان را تمام می­ کنیم تا به سمت کار اصلی نرویم و این نوعی اهمال کاری است!

وضعیت معلق

معلق نگه داشتن خودمان و تصمیم نگرفتن در قبال انجام کاری که پیش رو داریم شاید برایمان راحتتر از قبول مسئولیت و انجام فعالیت پیش رویمان باشد. در چنین وضعیتی بین دو راهی تصمیم گیری گیر می کنیم که کارم را به تعویق بیاندازم یا حرکتی کنم و در برابراهمال کاریم مقاومت کنم! انتخاب این شیوه ظاهرا بهترین راه حل برای تعارضی است که درگیرش هستیم!

اهمال کاری راهکاری برای وضعیت مبهم

کار و فعالیت جدید پیش رو، سراسر ابهام است و ما را مضطرب می کند، در نتیجه راهکار ما برای رو به رو نشدن با این وضعیت مبهم،به تعویق انداختن کارهاست. اهمال کاری به کمکمان می ­آید  تا ابهام کاری که انتظارمان را می­کشد، برایمان  ترسناک تر و پیچیده تر نشود… سعی می کنیم خود را در این وضعیت معلق نگه داریم و تصمیمی نگیریم، چون ترسناک است بار تصمیمات مهم زندگی را به تنهایی به دوش بکشیم هر چند در نهایت خودمان می مانیم و تصمیماتمان!

با اهمال کاری چه کنیم؟

تصمیم گرفتن برای انجام فعالیت پیش رو، تصمیم گرفتن در مورد انتخاب­های پیش رو و تمام کردن اهمال­کاری به کمکمان می ­آید. و انرژیمان که تا این لحظه صرف معلق نگه داشتن و اهمال کاری می شد، اکنون به سمت هدف اصلی سرازیر خواهد شد و تمام کردن اهمال کاری حس و حالمان را نسبت به خودمان نیز تغییر می­دهد. وضعیت شیرین دوست داشتن خودمان…

در این قسمت روانپادکست به این موضوع خواهیم پرداخت ما را بشنوید.