عواطف و احساسات قوی ترین محرک و برانگیزاننده در رفتار بشر هستند. احساسات می توانند باعث رفتارهای سازگارانه و یا ناسازگارانه شوند. هراس از احساسات می توانند برای ما مشکل ساز گردند.
هنگامی که افراد قادر به استفاده و یا پاسخ به احساساتشان در مسیر سالم نیستند، درگیر الگوهای ناسازگارانه ی رفتاری می شوند. این الگوی ناسازگارانه و آسیب زا معمولا ناهشیار است و به تعارضات روانشناختی بر می گردد.

تاملی در یک مثال


به عنوان مثال، فردی که سوگوار است و عزیزش را از دست داده است طبیعتا غم و اندوه زیادی را تحمل می کند. اما از آنجا که ظرفیت روانی پایینی دارد و نمی تواند این فقدان را تحمل کند، به صورت خشم و عصبانیت واکنش نشان می دهد. این واکنش ممکن است آسیب زننده باشد و رابطه را خدشه دار کند.در این مثال هراس از احساسات غم و اندوه رابطه ی فرد را دچار مشکل خواهد کرد.

بعد از فقدان عزیزم عوض شدم. با اینکه می دیدم سایرین گریه می کنند و بعد آرام می شوند، خودم اینگونه نبودم. می خواستم این غم از من دور شود و با واقعیت دردناک مرگ مادر رو به رو نشوم. در نتیجه، راهکارم شد خشم نسبت به اطرافیانم. پرخاشگریم روی سایر روابطم هم سایه انداخت. سایه ای سنگین که هراس از احساسات ایجادش کرده بود.


هراس از احساسات و ابهامات موجود


وقتی افراد در مورد واژه ی عاطفه هراسی می شنوند، فکر می کنند این واژه به افرادی اشاره دارد که از همه ی احساساتشان اجتناب می کنند و از هراس از احساسات رنج می برند. اما در واقع، اینطور نیست. مثل آنچه در مثال بالا گفته شد.
همچنین ممکن است افراد فکر کنند عاطفه هراسی فقط مربوط به روابط است و منجر به فرار آنها از داشتن رابطه با هر فردی می شود. اما اینطور نیست که ما فقط در روابط دچار تعارض شویم. در واقع هر نوع تعارضی مثل مرگ و فقدان عزیز، اگر برای ما غیر قابل تحمل باشد، سعی می کنیم احساسات پیرامون آن فقدان را سرکوب کنیم و با آن رو به رو نشویم.

هراس از احساسات و دلایل احتمالی


شاید به این دلیل است که از کودکی یاد گرفته ایم، غم را نشان ندهیم تا والدین غمگین نشوند! خشم را نشان ندهیم چون ممکن است افراد امن زندگی را از دست بدهیم یا طرد شویم! نفرت را نشان ندهیم چون تصور این است که عشق و نفرت در یک اقلیم نگنجد! ما روز به روز بزرگتر شدیم و از احساساتمان فاصله گرفتیم.

در حالی که احساسات قطب نمای زندگی ما هستند و در تعارضات می توانند ما را هدایت کنند. اما عاطفه هراسی مانع از این منبع دانش می شود و اگر بخشی از ما حذف شود، اطلاعات ناقصی نسبت به مسایل و مشکلات پیرامونمان خواهیم داشت.

نکته ای برای درمانگران در مورد هراس از احساسات

درمان عاطفه هراسی تمرکز قوی بر ابراز و تجربه ی احساسات دارد. باید به افراد که از احساسات خود هراس دارند، احساساتی که از آن اجتناب می کنند را تجربه کنند (که در مثال بالا، غم و اندوه است).
افراد با عاطفه هراسی با کوله باری از مشکلات روانشناختی مثل اضطراب و افسردگی به ما مراجعه می کنند. هدف باید تمرکز بر موانعی باشد که سر راه تجربه ی احساسات قد علم کرده است.

منبع برای مطالعه بیشتر: