در این قسمت روان پادکست، در مورد مهاجرت، تصمیم به این کار و مزیت ها و معایب آن صحبت کرده‌ایم. صحبت در این مورد به هدف تبلیغ و یا رد این کار نیست. هدف این است که هر تصمیمی در مورد مهاجرت گرفتیم، آگاهانه باشد.

مهاجرت خیلی چیزها را از ما می گیرد. خانه پدری و وطن را پشت سر می گذاریم. بعضا از عزیزان، مانند مادر و پدر، دور می شویم. هنگامی هم که وارد مقصد می شویم با پدیده های دیگری مواجه می شویم. در ابتدا بایستی مانند یک کودک تازه به مردم و نحوه زندگی آنان نگاه کنیم تا در جامعه مقصد بهتر زندگی کنیم.

از نو روش زندگی را شروع می کنیم. این روش زندگی از دوست یابی گرفته تا کارهای بانکی و اداری. که در کشور مقصد متفاوت از وطن ماست. در حین این مسیر با مشکلات روانی هم دست و پنجه نرم می کنیم. این مشکلات می توانند باقی مانده زخم هایی باشند که از وطن با خود آورده ایم. یا اینکه زخمی جدید باشند که در بستر ورود به محیطی جدید ایجاد شده اند.

زخم های مهاجرت

یکی از این زخم ها، زخم غربت زدگی است. فردی که غربت زده می شود حتی نسبت به پدیده های روزمره کشور مقصد حساس می شود. یک حالتی برایش پیش می آید که شبیه به افسردگی است. و گویی فقط با داشتن آن چه از دست داده آرام می گیرد.

زخم دیگر، معضلاتی است که در راستای اجتماعی شدن درکشور مقصد پیش می آید. حالاتی شبیه اضطراب اجتماعی. که فرد موقع صحبت کردن با افراد دچار اضطراب می شود. این اضطراب می تواند تا حد فلج کننده ای پیشروی کند. یعنی فرد را از کار وزندگی بیاندازد. برای اطلاعات بیشتر، به مقاله‌ای که مشکلات روانشناختی مربوط به مهاجرت بررسی شده‌اند رجوع کنید.

در این قسمت از روانپادکست در ابتدا به نحوه تصمیم گیری و نگاه افراد به مهاجرت می پردازیم. در ادامه نیز سعی کرده ایم مشکلاتی که در این راه پیش پایمان می آید را بررسی کنیم. وقتی جوانب مختلف یک پدیده را بررسی کنیم، شاید با وجود سختی­ هایی که در پیش رو داریم اصلا پشیمون نشویم و به کارمان ادامه بدهیم. شاید هم تصمیم گرفتیم که به جای این کار راه­ های دیگری را برای زندگی بهتر انتخاب کنیم. با ما در این قسمت از روانپادکست همراه باشید.