خود

خود مستقل من

خود مستقل من

همیشه ی عمرمان در تلاش بوده ایم، فراموش كنيم هر اتفاق بدي كه برايمان رخ داده است.
اما چرا مي خواهيم بخشي از خودمان را ناديده بگيريم؟ مگر مي شود حافظه را خالي كرد از هر آنچه برای خود رخ داده است؟
همه ي ما در گير و دار زندگی و در پس همه ي اتفاقات رخ داده خودمان را پرورش مي دهيم. ميباليم و سبز مي شويم! شايد هم زرد! اما بايد هر آنچه به عنوان بخشي از زندگي من برای من رخ داده است چه روزهاي سبز و چه روزهاي زرد، پذيرفت…
در سایه ی پذیرش خود، می بالیم و جوانه می زنیم. جوانه های کوچکی که در اطراف وجودمان سبز خواهند شد.

اشتباه ما در مسیر شکل گیری خود مستقل

اگر شروع كنيم به تلاش براي حذف آنچه رخ داده است، به مرور تحليل مي رويم. انرژي حركت رو به جلوی ما صرف تلاش براي حذف رويدادهای رخ داده مي شود! پس رها كنيد تلاشهای بيهوده را.

تلاشمان برای فراموشی رویدادهای بد فقط ما را فرسوده می کند. این فرسودگی انرژی ما را خواهد گرفت و تمایل به تلاش و حرکت رو به جلو از ما سلب خواهد شد.

در این مسیر چه تدبیری را می توان اندیشید؟

گذشته را به ياد آوردن، خود را منسجم مي كند و تمامیت مي بخشد. من، من مي شوم با تمام اتفاقاتي كه برايم رخ داده است.
خود مستقل من، شكل مي گيرد، با تمام اتفاقات افتاده در اطراف من و من در پس اين رويدادها قد مي كشم و جوانه خواهم زد! جوانه هاي  خود شناسی… خودشناسی دریایی از اطلاعات را به من ارزانی می دارد.

اطلاعاتی ناب در مورد خودم و وجودم. خودشناسی به آگاهی من از خودم کمک می کند. انگیزه می‌شود برای حرکت. وقتی نسبت به خودم آگاه باشم بهتر خودم را درک خواهم کرد. درک خودم مرا به سمت دوست داشتنم هل می دهد.

فهرست