در بین اطرافیانمان هستند افرادی که به عمر رابطه‌شان می‌بالند و با افتخار سال‌های با هم بودنشان را در محافل مختلف فریاد می‌زنند. اما آیا تعداد سال‌های با هم بودن تضمین کننده‌ی صمیمیت هم خواهد بود؟ عمر یک رابطه عاطفی به تعداد روزها و سال‌های صمیمی بودن است نه با هم بودن. صمیمیت، فرایندی تعاملی است که از چند مؤلفه تشکیل شده است. هسته اصلی این فرایند شناخت، درک و پذیرش طرف مقابل و همدلی با احساسات او است. صمیمیت نیازی واقعی است و از دلبستگی نشئت می‌گیرد.

برای جوانه زدن صمیمیت راههای مختلفی وجود دارد. البته موانعی نیز بر سر راه صمیمیت وجود دارد. گاهی برخی افراد نیز صمیمیت را به اشتباه متوجه شدند و آن را با معنای اشتباه در روابطشان به کار می‌برند.

آیا صمیمیت به معنای توجه همه جانبه است؟

بعضی از افراد فکر می‌کنند صمیمیت یعنی رفتار کردن به گونه‌ای که آب در دل طرف مقابل تکان نخورد، به هیچ وجه صدمه نبیند، لحظه‌ای تنها نماند و مدام این نگرانی خود را به شکل محافظت شدید به فرد مقابلشان نشان می‌دهند. از طرف دیگر مدام نگرانی خود را به فرد مقابل گوشزد می‌کنند. غافل از این‌که محبوبشان را در یک حصار نامرئی زندانی کرده اند و فکر می‌کنند به محبوبشان لطف می‌کنند؛ اما در واقع روزبه‌روز طرف مقابلشان را تشویق به پنهان‌کاری و فرار می‌کنند. چون طرف مقابل از این همه چسبندگی و مراقبت به ستوه می‌آید و محبت زیاد دلزده‌اش می‌کند. دوست دارد اندکی برای خودش باشد و به حال خودش رها شود.

سیراب کردن محبوبمان با مهرورزی و محبت زیاد

اگر به طرف مقابل رابطه‌مان بیش از حد محبت کنیم و از هیچ تلاشی برای سیراب کردن او از محبت فروگذار نکنیم به مرور طرف مقابلمان را خسته خواهیم کرد. همانطور که ناکامی زیاد به رابطه آسیب خواهد زد؛ محبت زیاد نیز آسیب‌زننده خواهد بود. انسان‌ها ذاتا نیاز به داشتن مرز و قانون دارند. اگر در رابطه ای هیچ حد و مرزی برای محبت نداشته باشیم، این می‌تواند رابطه را از تعادل خارج کند. اگر می‌بینید تلاش زیادی می‌کنید، محبت زیادی خرج می‌کنید و به همراهتان در رابطه، فضایی برای نفس کشیدن نمی‌دهید و به نوعی دارید او را از محبت زیادی خفه می‌کنید؛ کمی عقب بایستید و به رابطه‌تان بنگرید.

تحقیر و سرزنش مانع دیگری در برابر صمیمیت

تحقیر و سرزنش طرف مقابل رابطه، مثل محبت زیاد آسیب‌زاست و منجر به صمیمیت نخواهد شد. برخی افراد در روابطشان سعی می‌کنند به طرف مقابل القا کنند که لیاقت توجه را ندارد و با تلقین این‌که تو بی‌ارزشی و حقیری، سعی می‌کنند داشته‌های او را کوچک جلوه دهند و طرف مقابل رابطه را پایین‌تر از خود نگه دارند و این‌گونه خود را قدرتمند ببینند. این افراد معمولا سعی می کنند در روابطشان افراد وابسته‌ای را انتخاب کنند که جرئت انتقاد به رفتار او را نداشته باشد و این رابطه‌ی بیمارگونه را ادامه دهد.

مشکلات در صیمیمیت در روابط

تغییر طرف مقابل مانع دیگری برای صمیمیت

افرادی که مدام در تلاشند محبوبشان را تغییر دهند نیز به صمیمیت نخواهند رسید. تلاش برای تغییر طرف مقابل اگر هم موفق باشد، از فرد مقابل رابطه چیزی به نام من باقی نمی‌گذارد. اگر در برقرای رابطه هدفتان تغییر دادن دیگری باشد و اینکه او شود همانی که شما می‌خواهید به بیراهه رفته‌اید و به صمیمیت نیز نخواهید رسید. کاش انسان‌ها می‌دانستند رابطه‌ای که ابتدایش مبهم و آسیب‌زننده است، فردایش با امید تغییر، صمیمیتی ایجاد نخواهد کرد.

وقتی مظلومانه رفتار می‌کنیم: زنگ خطری برای صمیمیت

وقتی در رابطه نقش مظلوم را می‌گیریم به مرور صمیمت را کمرنگ می‌کنیم. در رابطه‌ای که نقش مظلوم را می‌گیریم، رابطه را به آرامی به سمت تمام شدن هل می‌دهیم. وقتی مظلوم می‌شویم و در رابطه سکوت را انتخاب می‌کنیم، با محبوبمان وارد بازی ظالم و مظلوم می‌شویم. محبوبمان را قدرتمند می‌کنیم و خودمان عقب‌نشینی می‌کنیم و با رفتار‌مان نقش ظالم را به او می‌دهیم. مظلوم شدن در روابط باعث می‌شود به مرور محبوبتان نیز عادت کند شما را نادیده بگیرد و خود را بالاتر از شما ببیند. کاراکتر مظلوم گرفتن یعنی خود را فراموش کرده‌اید و دیگران را نیز تشویق می‌کنید تا شما را فراموش کنند.

وقتی بیش از حد چسبندگی داریم و اجازه فاصله گرفتن نمی‌دهیم: زنگ خطری برای صمیمیت

برخی افراد با چسبندگی زیاد به محبوبشان، تلاش می‌کنند از تنهایی فرار کنند. اما تنهایی اجتناب ناپذیر است. مجبوریم بپذیریم که بالاخره روزی تنهایی را تجربه خواهیم کرد و این پذیرش می‌تواند به ما کمک کند که به طرف مقابل رابطه برای ایجاد صمیمیت نچسبیم. به یکدیگر فضا دهیم و اجازه دهیم طرف مقابلمان هم نفس بکشد. چسبندگی و وابستگی بیش از حد محبوبمان را وادار به فرار می‌کند. چون رابطه ای را تجربه می‌کند که موجودی به دست و پایش چسبیده است و لحظه‌ای اجازه‌ی رهایی به او نمی‌دهد. اسارت خیالی در رابطه صمیمیت را کم می‌کند.

وقتی سهم ما در تلاش برای پیشبرد یک رابطه یکسان نیست

وقتی یک طرف رابطه برای رابطه بیشتر تلاش کند، تعادل بهم می‌خورد و برداشت‌های اشتباه را در بر خواهد داشت. طرفی که بیشتر تلاش می‌کند به مرور این تلاش تبدیل به وظیفه‌اش می‌شود. او وظیفه دارد به تنهایی بار ایجاد صمیمیت در رابطه را با خود به دوش بکشد و این بار مسئولیت به مرور خسته اش خواهد کرد و این خستگی روی صمیمیت اثر خواهد گذاشت. مسئولیت زیاد داشتن در رابطه محبوبمان را پرتوقع خواهد کرد و او مدام از ما توقع دارد رابطه را پیش ببریم و خودش منفعلانه با این وضعیت برخورد خواهد کرد. گاه نیاز است عقب نشینی کرد و نظاره گر بود که آیا طرف مقابلمان نیز برای ما قدمی برخواهد داشت یا فقط چشم به تلاش ما برای افزایش صمیمیت و بهبود رابطه دارد.

وقتی می‌خواهیم صمیمیت همیشگی باشد

در یک رابطه هیچ چیزهمیشگی نیست. اینکه همیشه رابطه حول یک محور بچرخد و همه چیز خوب پیش رود و ذره‌ای عصبانیت و غم وارد رابطه نشود، امری محال است. ترس از این احساسات مانع رابطه اصیل می‌شود. پذیرش بی‌امان احساسات به ما کمک می کند برای ایجاد صمیمت تلاش کنیم. عمر رابطه می‌تواند با سال‌های صمیمی بودن پر و بال بگیرد و بیشتر شود اما همیشگی بودنش غیرممکن است. ما در جهانی موقت زندگی می‌کنیم و مجبوریم ابهامات و موقتی بودن را بپذیریم و برای همیشگی کردن چیزی دست و پا نزنیم.

برای مطالعه بیشتر در مورد این روان نوشته به این سایت مراجعه کنید. به علاوه، برای آشنایی بیشتر با احساسات و عاطفه‌هراسی می‌توانید سایت روانپادکست را دنبال کنید.